آیا جهان به سمت خطرناکترین سناریو می‌رود؟اژدهای زرد بیدار شده است

ابوالفضل خدائی: پس از خروج ترامپ از کاخ سفید و تنش آفرینی های بی شمار در روابط با چین، انتظارها بر این بود که با آمدن جو بایدن بهبودی در این روابط ایجاد شود، اما نه تنها این وضعیت بهتر نشده بلکه با ورود عوامل تنش زای جدید به این عرصه وضعیت مبهم تر و پیچیده

کد خبر : 64009
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ - ۹:۰۸
آیا جهان به سمت خطرناکترین سناریو می‌رود؟اژدهای زرد بیدار شده است


ابوالفضل خدائیپس از خروج ترامپ از کاخ سفید و تنش آفرینی های بی شمار در روابط با چین، انتظارها بر این بود که با آمدن جو بایدن بهبودی در این روابط ایجاد شود، اما نه تنها این وضعیت بهتر نشده بلکه با ورود عوامل تنش زای جدید به این عرصه وضعیت مبهم تر و پیچیده تر شده است. رشد روز افزون چین در زمینه های مختلف سبب شد تا آمریکا سیاست چرخش به آسیا را در پیش بگیرد و به گفته کارشناسان تمرکز خود را از خاورمیانه به این سمت معطوف کند. اما هنگامی که صحبت از موازنه در منطقه می شود بحث توازن در شرق و غرب آسیا و برتری ژئوپلتیکی نیز یکی از مولفه های مهم برای قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای به شمار می رود. به همین دلیل است که برخی دیگر از کارشناسان معتقدند علی رغم پرهزینه بودن خاورمیانه برای آمریکا این منطقه همچنان برای این کشور از جذابیت های سرمایه گذاری برخوردار است، مساله ای که نه تنها برای آمریکا بلکه برای متحدان دیگر این کشور از جمله متحدان اروپایی نیز پراهمیت به شمار می رود. وقتی صحبت از این منطقه می شود بدون شک نمی توان به قدرت های آن بی توجه بود. مخصوصا ایران که در سالهای اخیر با بهره گیری از دیپلماسی موثر و احترام به قوانین بین المللی بازیگران دیگر را نسبت به خطاهای خود آگاه کرد. همین مساله سبب شده تا غربی ها نیز سیاست آشتی با ایران به عنوان یکی از تاثیرگذارترین کشورهای منطقه را در پیش بگیرد تا بسترهای لازم برای ایجاد آرامش و سرمایه گذاری فراهم شود. وجود چنین واقعیاتی در روابط پکن و واشنگتن نیز نقش آفرینی خواهند کرد. روابطی که با آمدن بایدن نیز رو به سردی می رود و کارشناسان نسبت به جنگ سردی تازه با شرایطی متفاوت و خطرناک تر هشدار می دهند چِنگ لی مدیر مرکز چین شناسی جان تورنتون در اندیشکده بروکینگز، پژوهشگر و کارشناس، در مقاله مفصل به بررسی چالش های مهم آمریکا و چین در دوره ریاست جمهوری بایدن پرداخته است. که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

در سال ۱۹۹۸، زمانی که ایالات متحده از قدرت و نفوذ بالاتری در عرصه جهانی برخوردار بود، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی سابق رئیس جمهور یعنی جیمی کارتر، کتاب کلاسیک خود را در مورد استراتژی بزرگ، “تخته شطرنج بزرگ: برتری ایالات متحده و الزامات ژئواستراتژیک اش” نوشت.

در این کتاب برژینسکی به عنوان یکی از مشهورترین استراتژیست های متفکر، هشداری را به دستگاه سیاست خارجی آمریکا داد: به طور بالقوه بدترین سناریوی ممکن می تواند ائتلاف چین، روسیه و شاید ایران باشد، یک ائتلاف ضدسلطه متحد که نه با ایدئولوژی بلکه با حسی مشترک که مورد ظلم قرار گرفته اند.

این مقیاس و هدف یادآور چالشی است که قبلاً توسط بلوک چین و شوروی مطرح شده بود، اما این بار چین احتمالاً رهبر و روسیه پیرو آن خواهد بود. جلوگیری از این شرایط احتمالی، هرچند که بعید باشد، به نمایش همزمان مهارت ژئواستراتژیک ایالات متحده در مناطق غربی، شرقی و جنوبی اوراسیا نیاز دارد.

چشم انداز ژئوپلتیکی آن به نظر می رسد آن چیزی باشد که برژینسکی بیش از دو دهه بیش از آن هراس داشت. در ۱۰۰ روز اولیه ورود جو بایدن به کاخ سفید، دولت او به صورت وسیع ادامه دهنده سیاست های بلندپروازانه ترامپ بوده است. بایدن همچنین ائتلاف بین المللی را در ابتکار عمل اصلی خود در زمینه سیاست خارجی قرار داده است، که تفاوت چشمگیری با رویکرد “اول آمریکای” رئیس جمهور قبلی یعنی ترامپ دارد.

برای مقابله با این اقدام استراتژیک، چین روابط دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود را با هر دو کشور ایران و روسیه در ماه های اخیر افزایش داده است، نتیجه آن نیز نزدیکترین روابطی بود که این کشورها در دوران پس از جنگ سرد داشته اند. این “بلوک جنگ سرد مانند” یا “اتحاد جنگ سرد” اصطلاحی جدید است که توسط مقامات دولتی و محققان در زمینه جغرافیای سیاسی در سرتاسر جهان استفاده شده است که منعکس کننده نگرانی های جامعه بین المللی در مورد راهبرد سیاست خارجی بایدن است.

دولت بایدن هنوز در حال بررسی استراتژی و سیاست های خود در قبال چین است که انتظار می رود در تابستان نهایی شود. مقامات ارشد تیم سیاست خارجی او به طور مکرر بر سه کلمه “C” تأکید کرده اند: رقابت، همکاری و رویارویی. (competition, cooperation, and confrontation) به گفته آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، رویکرد دولت جدید واشنگتن نسبت به پکن”زمانی که نیاز باشد رقابتی خواهد بود، زمانی که نیاز باشد مشارکتی، و زمانی که نیاز باشد می تواند خصمانه باشد. دولت بایدن بار دیگر تمایل به همکاری و مشارکت با چین را در زمینه هایی که منافع آمریکا را تأمین می کند، تأیید کرد، این یک تقابل شدید با سیاست “جداسازی” در قبال چین در سال آخر دولت ترامپ است.

با این حال، بایدن تأکید کرده است که “رقابت سخت” روابط ایالات متحده و چین را تعریف می کند. آیا جهان به سمت آنچه که مرحوم برژینسکی از آن به عنوان خطرناکترین سناریو یاد می کند می رود؟

دولت بایدن برای تمایز بین استراتژی ها چه کاری می تواند انجام دهد؟ “رقابت ائتلاف محور” و “رویارویی به سبک جنگ سرد؟ ” کشورهای دیگر چگونه به این “رقابت سخت” واکنش نشان می دهند؟، به ویژه اگر به یک رابطه خصمانه تبدیل شود؟ استراتژی دولت بایدن در قبال چین تا چه اندازه تأثیر ماندگار دولت ترامپ را منعکس کرده است؟ آیا برخی از اقدامات اخیر دولت بایدن می تواند به جای یک استراتژی بلند مدت، به عنوان تاکتیک های موقتی تعبیر شوند؟

فشار سیاسی داخلی در چالش اقتصادی و فناوری ایالات متحده و چین در شکل گیری استراتژی بایدن در قبال چین چه نقشی داشته است؟ هدف این فصل پرداختن به این سوالات مهم درخصوص پربرآیندترین روابط دو جانبه در جهان امروزی است.

 آیا جهان به سمت خطرناکترین سناریو می‌رود؟اژدهای زرد بیدار شده است
 

دو بلوک رقابتی گسترده تر خواهد شد؟

واشنگتن عاقلانه است که برای مقابله با رشد روزافزون قدرت و نفوذ چین بر بهبود روابط خود با متحدانش تمرکز کند. رفتار قاطعانه پکن، هم در منطقه و هم در صحنه جهانی – از جمله کارزار فشار علیه تایوان، فشار و تهدید اقتصادی علیه استرالیا، و مجازات های تلافی جویانه با هدف قرار دادن افراد و موسسات در آمریکای شمالی و اروپا – باعث نگرانی جدی ایالات متحده و کشورهای متحد شده است.

بایدن حتی در زمان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری کاملاً روشن کرد که دولت وی همکاری نزدیک با متحدان سنتی ایالات متحده را در اولویت قرار خواهد داد. آنتونی بلینکن در جلسه استماع سنا نیز بار دیگر بر اهمیت احیای اتحاد اصلی ایالات متحده تأکید کرد.

در طول ۱۰۰ روز نخست دولت بایدن، مقامات ارشد با تشکیل جبهه ای متحد برای مقابله با برتری جهانی چین، این اولویت ها را به طور فعال دنبال کردند. سفر بلینکن و وزیر دفاع لوید آستین به ژاپن و کره جنوبی، جلسات مربوط به بلینکن و آستین با رهبران اتحادیه اروپا و ناتو در بروکسل و سفر آستین به هند همه نشان دهنده نیاز فوری به ایجاد ائتلاف است. قابل ذکر است، کاخ سفید همچنین از طریق کنفرانس ویدئویی میزبان اجلاس گفتگوی امنیتی (چهارگانه) بود که رهبران ارشد ژاپن، استرالیا و هند را برای اولین بار گرد هم آورد.

در اواسط آپریل  بایدن و نخست وزیر ژاپن یوشیهیده سوگا در کاخ سفید دیدار کردند و برخی منابع رسانه ای ایالات متحده این اجلاس ایالات متحده و ژاپن را “همه چیز درباره چین” توصیف کردند.

از دیدگاه چینی، بسیاری از اقدامات اخیر دولت بایدن نشان می دهد که جنگ سرد علیه چین جدید در شرف وقوع است. این اقدامات شامل بازسازی صنعت و زنجیره های تأمین جهانی آغاز اصطلاحا همکاری ها در صنایع نیم رسانا و یا همکاری ها در زمینه تراشه ها است. پیوستن کشورهای هم فکر و هم نظر برای تحریم محصولات چینی و رویدادهای مورد حمایت چین به دلیل مسائل حقوق بشری و درخواست از کشورهای اروپایی برای تجدیدنظر در توافق جامع سرمایه گذاری و میزبانی اجلاس دموکراسی در کاخ سفید از جمله این موارد است.  

این اقدامات و نتایج واکنشها از سوی چین، جهان را به طور فزاینده ای به دو سیستم تجارت و سرمایه گذاری، دو سیستم آی تی و اینترنت، به طور بالقوه دو سیستم مالی و سیستم های ارزی و دو بلوک سیاسی و نظامی سوق داده است. گروه اصلی این بلوک در رقابت با ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده، همانطور که توسط برخی تحلیلگران چینی و خارجی تشریح شده است، شامل چین، روسیه و ایران است.

برخی از قسمت های حیرت انگیز در طی ۱۰۰ روز نخست کار بایدن – از جمله اشاره وی به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به عنوان “قاتل” و تحریم های جامع او علیه روسیه در اواسط پریل، ادامه تنش با ایران همراه با حادثه هسته ای در مجموعه نطنز  و برخوردهای خارق العاده دیپلماتیک در گفتگوهای سطح بالای ایالات متحده و چین در آنکوریج – به طور غیرمنتظره چین، روسیه و ایران را به همکاری نزدیکتر واداشته است.

علیرغم عدم وجود گرایشات مشترک ایدئولوژیک یا اعتماد در میان این سه کشور، آنها متمایل به همبستگی برای مقابله  با آنچه که تهدید از سوی بلوک نظامی به رهبری ایالات متحده به شمار می رود هستند. در سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه به چین در اواخر ماه مارس به مناسبت بیستمین سالگرد “پیمان همسایگی و همکاری دوستانه بین روسیه و چین”، وی اظهار داشت که “روابط چین و روسیه اکنون در بهترین سطح تاریخ قرار دارد.

لاوروف به وانگ یی همتای چینی گفت که تعامل در سیاست خارجی چین و روسیه همچنان یک عامل حیاتی در ژئوپلتیک جهانی است.

 چند روز بعد، در ۲۷ مارس ۲۰۲۱، چین و ایران به طور رسمی توافق نامه همکاری استراتژیک ۲۵ ساله را امضا کردند.  این توافق شامل سه بند مهم است:

 ۱چین میزان سرمایه گذاری های در تاسیسات انرژی و ساختن زیرساخت های ایران را افزایش می دهد، که به طور مستقیم تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه را تضعیف می کند.

۲واحد پول چین یعنی یوان و همچنین رمزارزهای راه اندازی شده و جدید چین برای تسویه مبادلات نفتی مورد استفاده قرار می گیرد.

۳ایران از سیستم موقعیت یابی و ناوبری جهانی(بیدو) Beidou چین استفاده خواهد کرد تا موشک های ایرانی دیگر در معرض تداخل جی پی اس که متعلق به آمریکا می باشد قرار نگیرد.

رهبران و مردم چین با اظهارات اخیراً رئیس جمهور بایدن متقاعد نشده اند که این اتحادهای تحت رهبری آمریکا “ضدچینی نیستند” و ایالات متحده “به دنبال رویارویی” با چین نیست. مانند فشار شدید آمریکا به کره جنوبی برای پیوستن به  گفتگوهای امنیتی چهارضلعی همچنین دعوت انگلیس، فرانسه و آلمان برای شرکت در تمرینات دریایی در دریای چین جنوبی در ماه مارس، عملیاتی معروف به “پیمایش رایگان“.

بزرگترین نگرانی پکن موضع دولت بایدن در مورد تایوان است. این واقعیت که از نماینده تایوان در ایالات متحده برای شرکت در مراسم تحلیف بایدن دعوت می شود، فال بدی برای دولت چین بود. اتفاقی که از زمان تأسیس روابط دیپلماتیک ایالات متحده و چین در سال ۱۹۷۹ روی می دهد.

مفسران چینی اخیراً مشاهده کرده اند که چهار حرکت دولت بایدن باعث افزایش شدید تنش در تنگه تایوان شده است:

۱ –  ایالات متحده با اجبار ژاپن و استرالیا را برای آماده سازی مداخله نظامی در منطقه درگیر می کند.

۲ – امریکا و تایوان توافق نامه گشت دریایی را به امضا رساندند  تا ارتش تایوان را از طریق گشت های دریایی برای شرکت در امور امنیتی هند و اقیانوس آرام تشویق کنند

۳ –  مورد بعدی مربوط به صدور مشوق هایی از سوی آمریکا برای تایوان به منظور مبادلات رسمی بین دو کشور است.

۴ –   همچنین سفیر ایالات متحده در پالائو برای دیدار رسمی از تایوان به رئیس جمهور پالائو پیوست.  جای تعجب نیست که در رسانه های چینی، سخنان تهاجمی ضدآمریکایی به اوج جدیدی رسیده است  و نتیجه آن چیزی است که چینی ها رفتار تحریک آمیز “ایالات متحده را مساله ای برای به چالش کشیدن خط قرمز پکن تلقی می کنند.

 آیا جهان به سمت خطرناکترین سناریو می‌رود؟اژدهای زرد بیدار شده است

محدودیت های یک جنگ سرد

اگرچه ممکن است متناقض به نظر برسد، اما رهبری چین همچنین در مورد اثربخشی یک بلوک به سبک جنگ سرد به رهبری ایالات متحده بدبین است. پکن کاملاً آگاه است که برخی از رهبران اروپا و آسیا نسبت به تمایل واشنگتن به تشکیل “بلوکی شبیه جنگ سرد” انتقاد کرده و یا نسبت به آن ابراز تردید کرده اند.

چند روز پس از مراسم تحلیف  بایدن، آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان صریحاً اظهار داشت که” بسیار آرزو دارد که از ایجاد بلوک ها جلوگیری کند. به همین ترتیب، بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس که مشهور به انتقاد از پکن بوده نگرانی خود را در مورد “چالش سیستمی” چین برای امنیت، رفاه و ارزشهای لیبرال انگلیس، ابراز نمود اما هشدار داد که انگلیس نباید وارد” جنگ سرد “جدید با چین شود.

یکی از مشاوران ارشد دولت چین اخیرا اعلام کرده است که اگرچه آمریکا و اروپا به طور همصدا در خصوص دموکراسی و حقوق بشربه ویژه در مورد مساله سین کیانگ موضع گیری کرده اند اما اروپایی ها دیدگاه مستقلی در مورد ضرورت همکاری با چین در جبهه اقتصادی و تجاری، منع گسترش سلاح های هسته ای و تغییرات آب و هوایی دارند. بسیاری از کشورهای اروپایی ترجیح می دهند در روابط خود با واشنگتن و پکن فاصله برابر داشته باشند.

همین را می توان در مورد متحدان آمریکایی در آسیا و اقیانوسیه گفت. اگرچه نگرانی های امنیتی و نیاز به همکاری نظامی یکی از اهداف اصلی گفتگوی امنیتی چهارضلعی است، اما در این مرحله، این گفتگوها نباید یک اتحاد نظامی یا “مینی ناتوی” آسیا با هدف مهار چین در نظر گرفته شود.

بر اساس مشاهدات ژانگ یون، دانشمند چینی که در ژاپن تدریس می کند، “اتحادهای نظامی چند جانبه هرگز در منطقه آسیا موثر نبوده اند. ” نخست وزیر ژاپن سوگا صریحاً از تشکیل “ناتوی آسیایی” مخالفت کرد. هند، با اصول عدم اتحاد، بی طرفی و استقلال، و روابط خوب خود با روسیه، بعید به نظر می رسد وضعیت سیاست خارجی طولانی مدت خود را برای پیوستن به یک اتحاد نظامی به رهبری ایالات متحده تغییر دهد.

از منظر حتی گسترده تر، چشم انداز چین در بسیاری از کشورهای آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا عمیقا با ایالات متحده متفاوت است. به نظر نمی رسد که این کشورها چین را تهدیدی برای صلح جهانی بدانند. آنها تلاش های اقتصادی چین، از جمله طرح کمربند و جاده را دیپلماسی غارتگرانه یا “دام بدهی” تلقی نمی کنند.

بر اساس مشاهدات جوزف نای، “نزدیک به ۱۰۰ کشور، چین را بزرگترین شریک تجاری خود می دانند، در حالی که برای ایالات متحده ۵۷ کشور است. علاوه بر این، چین قصد دارد بیش از ۱ تریلیون دلار برای پروژه های زیربنایی با کمربند و جاده خود در دهه آینده وام دهد،  آن هم در حالی که ایالات متحده کمکهای خود را کاهش داده است. “

 به نظر می رسد برای تحلیلگران سیاست خارجی آمریکا، از جمله در چین، یک تناقض اساسی بین اولویت اصلی دولت بایدن برای بازنگری داخلی و رویکرد سخت و تهاجمی سیاست خارجی آن در قبال چین، روسیه و ایران و همچنین سایر کشورها وجود دارد. مانند کره شمالی و سوریه.

پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰، گروهی از استراتژیست های سیاست خارجی و کارشناسان سیاست اقتصادی اجتماعی، از جمله مشاور فعلی امنیت ملی کنونی یعنی جیک سالیوان، گزارش قابل توجهی را منتشر کردند: ” تقویت عملکرد سیاست خارجی ایالات متحده برای طبقه متوسط ” که در شرح آن آمده است:

هیچ شواهدی وجود ندارد که طبقه متوسط آمریکا در تلاش برای بازگرداندن تقدم ایالات متحده در یک جهان تک قطبی، تشدید جنگ سرد جدید با چین یا ایجاد یک جنگی تمام عیار بین دموکراسی های جهان و دولت های اقتدارگرا باشد.

 نویسندگان توضیح می دهند که رئیس جمهور جدید باید از کشمکش های نظامی اجتناب کند که باعث ایجاد هزینه های جانی سنگین و از بین رفتن دلار مالیات دهندگان می شود.

هنگام بررسی چهار اولویت اصلی رئیس جمهور منتخب بایدن، که شامل مبارزه با کووید۱۹، تسریع در بهبود اقتصادی، اطمینان از برابری نژادی و عدالت اجتماعی و هماهنگی درباره تغییرات آب و هوایی است، پکن منافع خود را تطبیق می دهد و امیدوار است که این می تواند فرصتی را برای بازیابی مجدد روابط بین ایالات متحده و چین فراهم کند.

رهبران چین معتقد بودند که دولت بایدن می تواند با همکاری دوجانبه ایالات متحده و چین سریعتر و موثرتر به این اهداف برسد.

با این حال، مقامات ارشد چینی به زودی فهمیدند که پنجره های فرصت به شدت محدود است، حتی اگر وجود داشته باشد، آن هم با توجه به ارزیابی های سیاسی و استراتژیک دولت بایدن. اظهار نظر معروف یانگ جیچی، دیپلمات ارشد چین، به وی همتایان آمریکایی – “ما بیش از حد به شما فکر کردیم” – احساسات گسترده در چین را قبل از گفتگوی آنکوریج مجدداً مورد تایید قرار داد  که “هیچ تفاوت اساسی بین تیم بایدن و تیم ترامپ وجود ندارد. “

اکنون بسیاری از چینی ها معتقدند که دولت بایدن بیش از دولت ترامپ به ضرر روابط ایالات متحده و چین است. از نظر آنها، رویکرد استراتژیک دولت بایدن برای ایجاد یک اتحاد ضد چین و درخواست ایدئولوژیک آن از کشورهای جهان برای توصیف دولت چین به عنوان یک رژیم نسل کش، چین را در موقعیت بدی قرار داده است.

 آیا جهان به سمت خطرناکترین سناریو می‌رود؟اژدهای زرد بیدار شده است

سایه های گذشته و بن بست حال

تیم بایدن مدتهاست که از رویکرد دولت قبلی به پکن انتقاد می کند و سیاست ترامپ در قبال چین را یک شکست توصیف می کند. آنها بر این باورند که دولت ترامپ نه تنها نتوانست به طور موثر از برتری جهانی چین ممانعت به عمل آورد بلکه در تقویت قدرت سخت و نرم آمریکا نیز شکست خورد و به طور فزاینده ای در مسیر افزایش خطر درگیری نظامی حرکت کرد.

تیم بایدن به صراحت ادعا کرده است که جداسازی اقتصادی همه جانبه با چین در خدمت منافع آمریکا نیست. در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری، بایدن و تیمش ادعا کردند که این روسیه است و نه چین که در انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده دخالت کرده است، که با گزارش شورای اطلاعات ملی منتشر شده در ۱۵ مارس ۲۰۲۱ تأیید شد.

از دیدگاه پکن، رویکرد فریبکارانه به چین در سال آخر دولت ترامپ نشان داد که تیم ترامپ سعی در شکست و نابودی چین داشت به همان روشی که ایالات متحده در جنگ سرد اتحاد جماهیر شوروی را شکست داد. ارزیابی آنها بر اساس سه مشاهده اصلی بود:

در جبهه اقتصادی، دولت ترامپ هدفش این بود که جداسازی سیستماتیک و کامل با چین را انجام دهد

در جبهه سیاسی و عقیدتی، دولت ترامپ سرنگونی حزب کمونیست چین را دنبال کرد.

در جبهه نظامی و امنیتی، از طریق قانون تایپه ۲۰۱۹ و سایر اقدامات با هدف تضعیف “سیاست چین واحد”، پکن ترس از این را داشت که ایالات متحده به سمت حمایت از استقلال تایوان حرکت کند

چین به طور قابل قبولی واکنش قاطعانه ای به این سه سیاست واکنش نشان داد، که خسارت قابل توجهی به روابط دو جانبه وارد کرد، که هر دو طرف به طور فزاینده ای ژئوپلیتیک را به عنوان یک بازی با حال جمع صفر در نظر می گیرند.

برخی از ابتکارات سیاست های دولت ترامپ احساسات ملی گرایانه شدیدی را در چین برانگیخت که مسلماً به نفع رهبری حزب کمونیست چین بود. این ابتکارات دولت ترامپ شامل حساس کردن چین به عنوان “تهدیدی برای جامعه” برای ایالات متحده، هدف قرار دادن دانشمندان چینی و آمریکایی چینی بود و ادعا می کرد که پکن دانشجویان چینی ثبت نام شده در دانشگاه های ایالات متحده را “سلاح می کند. استفاده از عباراتی مانند “ویروس چینی” یا “کونگ آنفلوآنزا”، تحریم مقامات ارشد چینی به دلیل نقش آنها در شکستن جنبش دموکراتیک در هنگ کنگ، لغو برنامه های سپاه صلح و فولبرایت در چین، دستور به چین برای بستن کنسولگری خود در هوستون، محدود کردن بازدید اعضای حزب کمونیست چین و خانواده های آنها برای بازدید از آمریکا که حدودا ۳۰۰ میلیون نفر بود از جمله این موارد است.

بایدن برخی از سیاست های فوق را برعکس کرده است. به عنوان مثال، او از دستورات اجرایی برای ممنوع کردن استفاده از عباراتی مانند “ویروس چینی” یا “کونگ آنفلوآنزا” و محکوم کردن مسائل نژادی چینی های آمریکایی و آسیایی آمریکایی استفاده کرد. اما بیشتر سیاست های گفته شده تیم ترامپ همچنان باقی مانده است.

از نظر تنش در مورد تنگه تایوان، بسیاری از ناظران معتقدند که خطر درگیری نظامی در دولت بایدن افزایش یافته است، همانطور که قبلا توضیح داده شد. می توان ادعا کرد که ادامه اقدامات تهاجمی پکن در تشدید تنش ها نقش داشته است و بنابراین می توان ابتکارات ایالات متحده را پاسخی بر اساس ترس از تهدید نظامی چین دانست.

دو عامل مهم، یکی مربوط به فضای سیاسی داخلی در ایالات متحده و دیگری منعکس کننده برتری رقابتی چین، ممکن است به توضیح وضعیت خطرناک کنونی در روابط دو جانبه کمک کند.

خیلی ساده است که تصور کنیم تصمیم گیرندگان، جامعه سیاست خارجی و عموم مردم ایالات متحده در مورد استراتژی چین آمریکا به توافق رسیده اند. در مورد ماهیت چالش چین بین جمهوری خواهان و دموکرات ها و همچنین در درون هر حزب اختلاف نظرات واضحی وجود دارد.

به عنوان مثال، در نظرسنجی اخیر افکار عمومی که توسط مرکز تحقیقات پیو انجام شد، ۵۴ درصد جمهوری خواهان چین را “دشمن” می دانستند در مقایسه با ۲۰ درصد دموکرات ها. با این حال، سیاست در قبال چین به عنوان زمینه ای برای همکاری بین دموکرات ها و جمهوری خواهان ظاهر شده است. به نظر می رسد در تلاش برای از بین بردن اختلافات حزبی، دولت بایدن سیاست تهاجمی چین را ابزاری برای یافتن نقاط مشترک با جمهوری خواهان می داند.

اعضای ارشد کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در اوایل آپریل لایحه جامعی را شامل اولویت‌ها، تعریف اهداف و پیشنهاد ابتکارعمل‌های خاص برای رقابت استراتژیک آمریکا با چین ارائه کرده‌اند. این قانون ادعا می کند صدها میلیون دلار به “مجموعه ابتکارات جدید با هدف کمک به موفقیت ایالات متحده اختصاص می دهد. یعنی در یک رقابت طولانی مدت ایدئولوژیک، نظامی، اقتصادی و فناوری با چین. در صورت تصویب، این قانون به احتمال زیاد به دولت بایدن امکان اولویت بندی تلاش ها را برای مقابله با رشد جهانی چین فراهم خواهد کرد.

نگاه منفی روزافزون عموم مردم آمریکا به چین، که عمدتا ناشی از مواجهه با مسائل سین کیانگ و هنگ کنگ و سرزنشهایی است که به دلیل همه گیری بیماری کووید ۱۹ متوجه چین شده است، تیم بایدن را به سمت موضع گیری سخت علیه این حکومت اقتدارگرا سوق داده است.

نظرسنجی گالوپ در ماه مارس نشان داد که سهم آمریکایی هایی که چین را “بزرگترین دشمن” می دانند در سال گذشته دو برابر شده است و از ۲۲ درصد به ۴۵ درصد رسیده است. نگرانی در مورد برتری رقابتی چین. دومین عامل مهمی که تردید دولت بایدن را برای ادامه همکاری با چین توضیح می دهد، مربوط به چالش دلهره آور رقابت اقتصادی و فناوری چین است.

طی دو دهه گذشته، سرانه تولید ناخالص داخلی چین از حدود ۱۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۱ به ۱۰ هزار دلار در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته و انتظار می رود در سال ۲۰۳۵ به ۳۰ هزار دلار برسد. در مقایسه، در سال ۱۹۷۹، زمانی که چین اصلاحات اقتصادی خود را آغاز کرد و تولید آن آغاز شد، تولید ناخالص داخلی این کشور در هر سال بود. سرانه کمتر از ۳۰۰ دلار بود و حدود ۳ درصد از کل ایالات متحده در آن زمان را تشکیل می داد.

در چین و جاهای دیگر، به طور گسترده ای گزارش شده است که با وجود همه گیری بیماری کووید ۱۹، رشد تولید ناخالص داخلی چین در سال به ۲۰۲۰ به میران ۲.۳ درصد بوده است که بسیار بیشتر از سایر اقتصادهای بزرگ بود (که رشد منفی ۴ درصدی یا بدتر را تجربه کردند). اقتصاد چین در سال ۲۰۲۰ به میزان ۱۰ درصد بزرگتر از سال ۲۰۱۹ گزارش شده است. به گفته برخی از اقتصاددانان، انتظار می رود تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۸ از ایالات متحده پیشی بگیرد (این دو سال زودتر از آنچه پیش بینی می شد بود ودلیل آن هم همه گیری بیماری کرونا بود.)

اگرچه ایالات متحده برتری خود را در برخی از زمینه های علم و فناوری حفظ کرده است، اما رهبری جهانی در علم و فناوری با ماهها یا سالها اندازه گیری می شود، نه دهه ها یا قرن ها.

دولت بایدن می خواهد سیاستی را اتخاذ کند که رقابت آمریکا در زیرساخت های تحقیق و توسعه و فناوری اطلاعات را افزایش دهد. از دست دادن برتری آمریکا در هر یک از این موضوعات “عواقب سنگینی” برای اقتصاد کشور، ایجاد شغل، استاندارد زندگی و امنیت ملی به دنبال خواهد داشت.

رئیس جمهور بایدن در جریان کنفرانس مطبوعاتی خود در کاخ سفید در ماه مارس گفت که “در دهه ۶۰، ما کمی بیش از ۲ درصد از کل تولید ناخالص داخلی خود را در تحقیقات و علوم خالص سرمایه گذاری می کردیم که  امروز ۰.۷ درصد است. بایدن تأکید کرد که چین سه برابر بیشتر از ایالات متحده در زیرساخت ها سرمایه گذاری می کند.

منطقی است که استدلال کنیم پیشرفت های چین در زمینه های علمی و تکنولوژی طی چند دهه گذشته تا حدودی به دلیل هوشمندی و اهتمام مردم چین و بخشی به دلیل باز بودن اقتصاد بازار و سخاوت دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی در کشورهای پیشرفته، به ویژه ایالات متحده بوده است. برای بسیاری از آمریکایی ها، نقض گسترده حقوق مالکیت معنوی در چین، موانع دسترسی به بازار برای شرکت های آمریکایی، جاسوسی اقتصادی با حمایت دولت، تکنیک های مرکانتیلیستی(طرفدار سیاست موازنه اقتصادی) برای به دست آوردن تسلط در فن آوری های جدید و دسترسی جهانی به سرمایه داری دولتی، به طور ناعادلانه از مزیت توسعه اقتصادی چین برخوردار است.

قابل درک است که رئیس جمهور بایدن مصمم است، مانند سلف خود اقدامات ناعادلانه دولت چین را به چالش بکشد. اگرچه ایالات متحده هنوز هم می تواند در خط مقدم نوآوری و فناوری باقی بماند. از این گذشته، ۱۵ دانشگاه از ۲۰ دانشگاه تحقیقاتی برتر جهان در ایالات متحده هستند. هیچ یک از آنها در جمهوری خلق چین نیستند – رهبران سیاسی آمریکایی توانایی خودکفایی را ندارند. برای اولین بار از زمان پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده با کشوری مقابله می کند که با برخورداری از پتانسیل اقتصادی و تکنولوژیکی تنها با خود قابل قیاس است.
 

نتیجه گیری

هنری کیسینجر، یکی دیگر از مهمترین متفکران استراتژیک، اخیراً هشدار داده است که “رقابت” بی پایان “بین دو اقتصاد بزرگ جهان، ریسک تشدید تنش ها و درگیری های متعاقب را دربر خواهد داشت. از نظر کیسینجر رقابت ایالات متحده و چین امروز از دو جنبه اساسی با رقابت جنگ سرد متفاوت است. اول، ایالات متحده و چین امروز تقریباً به همان اندازه قدرتمند هستند، در حالی که اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد نسبتاً ضعیف تر از ایالات متحده بود. دوم، وضعیت موجود با توجه به در دسترس بودن “هوش مصنوعی  و سلاح های آینده نگر علاوه بر تسلیحات هسته ای، خطرناک تر است. هیچ یک از دو کشور نتوانست در یک جنگ کامل پیروز شود یا کشور دیگر را نابود کند و بنابراین، دو کشور و جامعه بین المللی بزرگتر باید راهی کاملا جدید برای همزیستی پیدا کنند.

کیسینجر و برژینسکی با بهره گیری از تجارب خود در زمینه رهبری قدرت در گذشته در نهادهای آمریکایی، نشانه های هشدار دهنده آینده خطرناک را عنوان کرده اند. درست همانطور که برژینسکی پیش بینی کرد که دو بلوک جدید رقیب – که به “مهارت ژئواستراتژیک” بیشتری نیاز دارند – که امروزه در حال شکل گیری هستند، کیسینجر بر خطرات بی سابقه ای که هوش مصنوعی می تواند در جهانی تقسیم شده وارد کند تأکید کرده است.

منبع: اندیشکده بروکینگز / گزارش و ترجمه: ابوالفضل خدائی

>>> در همین رابطه بیشتر بخوانید:

میان واشنگتن و پکن جنگ نمی‌شود؛آمریکا به دنبال بازارهای جدید است
زنگ خطر برای کاخ سفید؛جنگ اتمی یک احتمال واقعی است
تصمیم پنتاگون علیه چین؛جنگ سرد یا گرم؟
چین به آمریکا هشدار داد
خیز نظامی بی‌سابقه آمریکا مقابل چین و روسیه؛دستور مهم بایدن به پنتاگون

۳۱۰۳۱۱/۲۳



لینک منبع : هوشمند نیوز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.