تصورش را بکنید.” در حال حاضر، سرویس آمار دولتی گزارش داد که در سال ۲۰۲۰، روسیه بیشترین کاهش جمعیت خود را از سال ۲۰۰۵ تجربه کرده که عمدتاً ناشی از مرگ و میر ناشی از کووید-۱۹ بوده است. بدتر از آن، تجزیه و تحلیل مرکز مطالعات شرقی در ورشو نشان داد که نرخ زاد و ولد به پایین ترین حد در ۲۰ سال گذشته رسیده و مهاجرت از روسیه از مهاجرت به روسیه فراتر رفته است. پوتین در مصاحبه ای با اس. ان. بی. سی در ۱۴ اکتبر تاکید کرد که افزایش تعداد شهروندان یکی از مهمترین اولویت های دولت است: “این دو مشکل اصلی – جمعیت شناسی و افزایش سطح درآمد، بهبود کیفیت زندگی … چیزی که ما قصد داریم در کوتاه مدت روی آن کار کنیم.”
جمعیت روسیه در سال ۱۹۹۲ با ۱۴۸.۵ میلیون نفر به اوج خود رسید و از آن زمان به آهستگی رو به کاهش گذاشته است. داده های بانک جهانی حاکی از آن است که جمعیت در حال حاضر ۱۴۴.۱ میلیون نفر است. این اغلب به عنوان بخشی از شواهدی است که نشان می دهد روسیه کشوری در حال زوال است. (شاهد مهم دیگر کاهش سهم روسیه از تولید ناخالص داخلی جهانی است.) نیکلاس ابرشتات، جمعیت شناس برجسته، زمانی مقاله ای نوشت با عنوان: “با جمعیت بزرگ، قدرت بزرگ هم می آید”. شکی نیست که روندهای جمعیتی روسیه دلسرد کننده به نظر می رسند. اما آیا این رویکرد آمریکا را نسبت به این کشور تغییر خواهد داد؟ نه. این احتمال که روسیه ممکن است جمعیت کمتر و اقتصاد کوچکتری داشته باشد، این واقعیت را که این کشور یک ابرقدرت هستهای با اهداف غیردوستانه است، نفی نمیکند. آنچه روسیه در حال تبدیل شدن به آن است از آنچه روسیه مایل به انجام آن است اهمیت کمتری دارد.
روندهای جمعیتی
همه گیری ویروس کرونا روسیه را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. تنها حدود یک سوم جمعیت به طور کامل با واکسن اسپوتنیک واکسینه شده اند. بی اعتمادی به دولت به طور کلی و واکسن به طور خاص نشان می دهد که این نرخ به خودی خود به سرعت افزایش نخواهد یافت. اگر مردم اجباری کردن واکسن را نادیده بگیرند، پوتین به دلیل اینکه نمی خواهد این دستورات نادیده گرفته شوند و خودش ضعیف به نظر برسد، مایل نیست چنین کاری را انجام بدهد و ریسک آن را بپذیرد. بر اساس آمار رسمی، ابتلای کووید در اواخر اکتبر به اوج خود رسید و این کشور به حد ناامیدکنندهای با بیش از نیم میلیون نفر مرگ و میر رسید. بر اساس گزارش فایننشال تایمز، بر اساس بررسی سالانه نشان می دهد که تعداد واقعی مرگ و میر در روسیه می تواند حداقل ۵۰ درصد بیشتر از آمار اعلامی باشد. طبق برآوردهای دانشگاه جان هاپکینز، این تا حدی به دلیل نرخ بالاتر مرگ و میر ناشی از کووید-۱۹ در روسیه در مقایسه با میانگین جهانی ۲.۲٪ است.
کاهش جمعیت ناشی از کووید در رأس روندهای نامطلوب جمعیتی قرار گرفته است. جمعیت ها را می توان با اهرام سنی-جنسی نشان داد که تعداد افراد هر سن را در هر زمان مشخص می کند. کشورهایی که نرخ زاد و ولد بالایی دارند، از هرمهایی مرکب از سن و جنس و شبیه مثلثی هستند که قاعده ای پهناور و نشانگر تولد نوزادان را دارد. کشورهایی که جمعیت آنها سالخورده است، هرمهایی دارند که بیشتر شبیه درختان نامتعادل هستند، با گروه وسیعتری از افراد مسن که از تعداد کمتری از افراد جوان و کوچکتر هستند. در روسیه، هرم سن و جنس شبیه یک درخت کریسمس ناپایدار است. فرورفتگیها هر ۲۰ تا ۲۵ سال نشاندهنده تأثیر چرخهای بلندمدت از دست دادن افراد زیادی در جنگ جهانی دوم است. هر دوره بهبود بعدی باریکتر شده و نشان می دهد که تعداد زنان بارور در هر نسل کمتر و کمتر می شود. این خبر خوبی برای نرخ زاد و ولد نیست.
دولت البته از این مشکل آگاه است و سال هاست که سیاست های حمایت از فرزندآوری را برای افزایش نرخ زاد و ولد دنبال کرده است. به عنوان مثال، برنامه «سرمایه مادری» در سال ۲۰۰۷ برای تشویق زنان به داشتن فرزند دوم یا سوم معرفی شد. این حق، که اکنون حدود ۶۵۰۰ دلار است، می تواند برای ارتقاء مسکن، تحصیل یا تأمین بودجه بازنشستگی مادر استفاده شود. برخی از جمعیت شناسان روسی افزایش نرخ زاد و ولد بین سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ را به این برنامه نسبت می دهند. داده ها نشان می دهد که تولدها در روسیه در سال ۲۰۱۴ با ۱.۹۵ میلیون نفر به اوج خود رسیده و در سال ۲۰۱۹ به ۱.۴۴ میلیون کاهش یافته است.
تنها روند مثبت جمعیتی برای روسیه افزایش امید به زندگی بود، اما این روند با کرونا معکوس شد. در سال ۱۹۹۴، امید به زندگی مردان به ۵۷.۷ سال کاهش یافت، اما در سال ۲۰۱۹ به ۶۸.۲ رسید. بر اساس شاخص های بانک جهانی، زنان می توانند تا ۷۸.۲ سال عمر کنند. در مقابل، نرخ کلی امید به زندگی در ایالات متحده حدود پنج سال بیشتر است. کشورهایی که روندهای جمعیتی نامطلوب دارند اغلب برای تکمیل جمعیت خود به مهاجرت روی می آورند و روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست. آمار رسمی فقط مهاجران ثبت نام شده را منعکس می کند – نه مهاجران خارج از کشور. روسیه هر ساله دارای تراز مهاجرت مثبت است، زیرا تعداد بیشتری از مردم (معمولا) از جمهوری های شوروی سابق به این کشور مهاجرت می کنند تا به سایر نقاط جهان.
مطالعات اخیر بر اساس دادههای ماههای اول سال ۲۰۲۱ نشان داد که تنها ۱۴.۶ درصد از تلفات جمعیتی ناشی از کووید توسط به اصطلاح مهاجرت طولانی مدت از جمهوریهای شوروی سابق پوشش داده شده است. این مشکل مربوط به کشورهایی است که برای کاهش بیکاری داخلی به سفر کارگران مهاجر متکی هستند و برای افزایش تولید ناخالص داخلی وجوه ارسال می کنند، و همچنین برای روسیه که به نیروی کار ارزان، به ویژه در کشاورزی و ساخت و ساز متکی است. در ماه آوریل، دمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری گفت: «در طول سال گذشته تعداد بسیار کمی از مهاجران در روسیه باقی مانده بودند. ما واقعاً به این مهاجران برای اجرای برنامه های بلند پروازانه خود نیاز داریم… ما باید بیش از آنچه اکنون می سازیم بسازیم. ما باید به طور قابل توجهی بیشتر بسازیم. اما این نیاز به کارگران دارد. تعداد آنها به دلیل همه گیری کاهش یافته است. مارات خوسنولین، معاون نخست وزیر روسیه تخمین زده است که روسیه تا سال ۲۰۲۴ باید حداقل ۵ میلیون کارگر ساختمانی را از خارج از کشور جذب کند تا به اهداف عمرانی دولت دست یابد.
پیامدها در سیاست خارجی
چگونه این روندهای جمعیتی با سیاست خارجی روسیه مرتبط است؟ مستقیماً روسیه می خواهد تعداد شهروندان روسیه را افزایش دهد. اگر نتواند آنها را به صورت بیولوژیکی تولید کند، باید آنها را از راه های دیگر به دست آورد. قانون سال ۲۰۰۲ ادعای شهروندی روسیه را برای شهروندان سابق اتحاد جماهیر شوروی نسبتاً ساده کرد. نسخه به روز شده ۲۰۲۰ قانون، روس شدن را آسان تر می کند. متقاضیان دیگر نیازی به اثبات ندارند که منبع درآمد قانونی دارند و شهروندان سابق اتحاد جماهیر شوروی اکنون می توانند بدون اثبات اقامت برای شهروندی روسیه درخواست دهند. شهروندان مولداوی، اوکراین، بلاروس و قزاقستان که دارای مجوز اقامت روسیه هستند، دیگر لازم نیست قبل از درخواست شهروندی به مدت سه سال منتظر بمانند. روسیه همچنین در مورد «گذرنامهسازی» یا ارائه گذرنامههای روسی به ساکنان مناطق مورد مناقشه در گرجستان (آبخازیا و اوستیای جنوبی)، مولداوی (ترانسدنستریا) و شرق اوکراین فعال بوده است. این سیاست علاوه بر محدود کردن توانایی دولتهای ملی برای اداره قلمرو خود، حداقل یک میلیون شهروند دیگر را به روسیه اضافه کرده است و در عین حال به روسیه بهانهای برای دخالت در سیاست این کشورها با دستاویز حمایت از شهروندان روسیه میدهد. افراطی ترین نسخه تصرف شهروندان یک کشور دیگر، الحاق کریمه بود که ۲.۵ میلیون شهروند دیگر را به جمعیت روسیه اضافه کرد.
زمانی که روسیه نمی تواند شهروندانی را به دست آورد، به دنبال حامیان روسی زبان در خارج از کشور می گردد که مزایایی را در ارتباط نزدیک با روسیه می بینند. روسیه از اواخر دهه ۱۹۹۰ یک «سیاست هموطنانه» برای حمایت ظاهری از منافع شهروندان روسی – یا گاهی فقط روسی زبانان – در خارج از کشور در بالتیک را دنبال کرده است. در استونی و لتونی تقریباً یک چهارم جمعیت قومی روسی هستند (در لیتوانی این تعداد نزدیک به ۴.۵٪ است). در سال ۲۰۰۷، دولت روسیه سازمان Russkie Mir را برای ترویج تحکیم “دنیای روسی” در خارج از کشور تأسیس کرد و بودجه آن را تامین کرد، اگرچه این سازمان پذیرفته است که در کشورهای در حال توسعه آسیا، آفریقا و خاورمیانه موفق ترین بوده است. در آنجا، سازمان بر حمایت از برنامه های زبان روسی تمرکز می کند، که ممکن است تأثیر قابل تشخیصی بر سیاست خارجی نداشته باشد.
زمانی که روسیه نتواند به حامیان خود تکیه کند از کارگران استفاده خواهد کرد. به کارگیری نیروی کار مهاجر آسیای مرکزی در روسیه ابزاری برای اعمال نفوذ و فشار بر پنج کشور جنوب آن فراهم می کند. بانک مرکزی روسیه در سال ۲۰۲۱ تخمین زد که حواله های ماهانه مهاجران به کشورهای مشترک المنافع به طور متوسط حدود ۵۰۰ میلیون دلار بوده و در ژوئن به ۷۲۰ میلیون دلار رسیده است. فایننشال تایمز محاسبه میکند که این حوالهها میتواند تا ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی یک کشور حوزه مشترک المنافع باشد و یکی از راههای کاهش اثرات اقتصادی ویروس کرونا است. این کشورها به سختی می توانند روسیه را از خود دور کنند و خطر اخراج و فرستادن کارگرانشان به خانه را به جان بخرند. اگرچه محققان روسی خاطرنشان می کنند که همه آنها تلاش می کنند تا سیاست های «چندبرداری» را دنبال کنند که وابستگی آنها به روسیه و چین را متعادل کند.
تأثیر روندهای نامطلوب جمعیتی بر سیاست خارجی روسیه از این جهت مهم است که بر نحوه روابط این کشور با همسایگان خود در جمهوری های شوروی سابق تأثیر می گذارد. روسیه می خواهد کارگران آسیای مرکزی را برای کار در زیرساخت ها و کشاورزی جذب کند. در حالت ایده آل، برخی از این مهاجران در سیبری و خاور دور، جایی که جمعیت در حال کاهش است، کار می کنند. امکان تسری شهروندی روسیه به جمعیتهای مناطق مورد مناقشه نه تنها به دلایل جمعیتی جذاب است، بلکه همینطور یه این دلیل که به روسیه اجازه میدهد در سیاستهای گرجستان، اوکراین و مولداوی به خرابکاری ادامه دهد؛ امری که به نوبه خود انسجام ملی را تضعیف میکند و جذابیت آنها را برای نهادهای غربی که ممکن است بخواهند این کشورها به آنها بپیوندند،کاهش میدهد.
پیشبینیهای Rosstat قبل از همهگیری فرض میکردند که تنها افزایش مهاجرت میتواند کاهش طبیعی جمعیتشناختی ۳-۸ درصدی را تا سال ۲۰۳۶ جبران کند. همچنین پیش بینی می کردند که اقتصاد روسیه ممکن است ششمین اقتصاد بزرگ جهان باشد، اما طبق آخرین داده های صندوق بین المللی پول، کمی بیش از ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی (بر اساس شاخص برابری قدرت خرید) در مقایسه با چین ۱۸ درصد و ایالات متحده ۱۶ درصد به روسیه متعلق است. با این حال، کاهش جمعیت روسیه و رکود اقتصاد روسیه نباید استراتژی آمریکا در برابر این کشور باشد. روسیه ممکن است یک قدرت رو به زوال باشد یا نباشد، اما تهدیدی رو به زوال نیست. روسیه به مداخله خود در نظم جهانی به شیوه هایی که اصول و اهداف غرب را تضعیف می کند، ادامه خواهد داد. ارتش این کشور نیرویی باقی خواهد ماند که می توان با آن حساب کرد، توانایی سایبری آن به بهبود ادامه خواهد داد و تمایل آن برای تحریک در خارج از کشور کاهش نخواهد یافت. غرب نمی تواند روسیه را به عنوان یک قدرت رو به زوال نادیده بگیرد و به چین تمرکز کند. غرب باید با روسیه آن گونه که امروز هست برخورد کند، نه آن گونه که ممکن است چندین نسل بعد باشد.
منبع: راشا مترز
الکساندرا واکروکس مدیر اجرایی مرکز دیویس مطالعات روسیه و اوراسیا
۳۱۱۳۱۱
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰