معرفی شخصیت علمی و اخلاقی امام جواد(ع) در منابع اهلسنت
روایت مناظره امامجواد(ع) با «یحیی بن اکثم قاضی» را بسیاری از علمای اهلسنت نقل کردهاند. استاد «مهدی پیشوایی» مشروح این مناظره را در کتاب «سیره پیشوایان» در صفحه 542 به بعد آوردهاست. در جریان این مناظره، «یحیی بن اکثم» که در زمان خود، فقیهی مشهور بود، در مقابل پاسخها و استدلالهای جوادالائمه(ع) که در سنین نوجوانی قرار داشتند، درمانده شد و شکست خورد. جالب اینجاست که برخی از علمای اهلسنت، به نیت مأمون از برپایی این مناظره نیز اشاره کرده و آن را در آثار خود آوردهاند.
کتاب « تَذکِرَهُ الخَواصّ مِنَ الأمّه فی ذِکرِ خَصائص الأئمه » کتابی به زبان عربی نوشته یوسف بن قزاوغلی مشهور به سبط ابن جوزی (متوفای ۶۵۴ق) از مشهورترین عالمان اهل سنت در قرن هفتم هجری قمری است. مولف سنی آن در صفحه 490 نوشته است:
«یحیی بن اکثم قاضی به پیشنهاد مأمون، مسائل پیچیدهای را از او [امام جواد(ع)] پرسید، شاید از امام خطا و اشتباهی در پاسخ به سوالات صادر شود، اما او همه آن پرسشها را به کمال پاسخ داد.»
کتاب « مَطالِبُ السَؤول فی مَناقِب آلِ الرَّسول(ص) » کتابی به زبان عربی تألیف محمدبن طلحه شافعی (۵۸۲ – ۶۵۲ق) با موضوع شرح حال دوازده امام است. محمدبن طلحه شافعی، عالم اهل سنت در صفحه 303 این کتاب درباره امام جواد(ع) نوشته است:
«محمد بن علی(ع)، اگر چه خردسال بود، اما شأنی عظیم و جایگاه علمی رفیعی داشت.»
کتاب « مَناقِبُ آلِ مُحمّد(ص)المُسمّی بِالنّعیمُ المُقیم لِعِترهِ النّبَأِ العَظیم»، تألیف شرفالدین موصلی (متوفای ۶۵۷ق) عالم شافعی مذهب قرن هفتم، کتابی درباره زندگی و ذکر فضائل اهل بیت(ع) است.
«موصلی شافعی» در صفحه 144 کتابش، از جوادالائمه(ع) با عنوان «امام» یاد میکند و مینویسد:
«لقب او تقی، مرتضی و قانع است. بیانی استوار دارد. دیگران از دانش و هدایتگری او بهرهمندند؛ فضل و بزرگیاش در میان مسلمانان مشهور و منتشر است. امانتداری صاحب منزلت و بنده مخلص خداست. دانش و بردباری را [توامان] دارد و در فکر، منطق و تشخیص، از همگان پیشتر است. خانه او، خانه بخشندگی است. شخصیتی است که روایتهایش، برترین روایتها و در مناقب و درجات، افضل همه بندگان پروردگار است.»
کتاب « حبیب السیر فی أخبار البشر»، تألیف غیاثالدین بن همامالدین حسینی، معروف به خواندمیر، معروفترین کتاب تاریخ فارسی است که بعد از عهد مغول تاکنون تألیف شده است. این عالم شافعی مذهب شبه قاره هند، در منقبت امامجواد(ع) در صفحه 92 کتابش سرودهاست:
«ز صُلب شریف علیالرضا ز اولاد دینپرور مرتضی
گل سوری بوستان رسول نهال ثمربخش باغ بتول
به فضل وکرم آنچنان شهره گشت که صیتش ز اوج فلک درگذشت
ز حد بود بیرون کرامات او زحصر است افزون مقامات او.»
«غیاثالدین بن همامالدین» همچنین در صفحه 91 کتابش، از جوادالائمه(ع) با احترام فراوان یاد میکند و مینویسد:
«آن جناب را ابوجعفرثانی گویند و لقبش، تقی، جواد و قانع است و مرتضی و منتجب نیز، گفتهاند … در سال عشرین و مأتین[220] در بغداد به فردوس برین خرامید و در مقبره بنیهاشم، نزدیک به مرقد منور جدش، موسیالکاظم[(ع)] مدفون شد. علمای شیعه و برخی علمای اهلسنت بر آن رفتهاند که معتصم خلیفه، آن امام عالیمقام را زهر داد.»
برخوردهای امام(ع) با جریانهای انحرافی زمانه
امام جواد( علیه السّلام) در برابر فرقههایی که در دوران آن حضرت وجود داشتند، شیعیان خود را از این نظر که این فرقهها چه مواضعی در مقابل آنان به خود گرفتهاند راهنمایی میفرمودند. رسول جعفریان در کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه صفحه ۴۹۰ در این باره مینویسد:
اهل حدیث: اهل حدیث که مجسّمی مذهب بوده و خدا را جسم میپنداشتند. امام دربارۀ آنان به شیعیان میفرمود که اجازه ندارند پشت هر کسی که خدا را جسم میداند نماز گزارده و به او زکات بپردازند.
واقفیه: واقفه، یکی دیگر از فرقههای موجود انشعابی از شیعه در زمان امام جواد علیه السلام بود که به صورت مشکلی در مقابل شیعیان مطرح شده بود. آنان کسانی بودند که پس از شهادت امام کاظم علیه السلام بر آن حضرت توقف کرده و امامت فرزندش علی بن موسی الرضا علیه السلام را نپذیرفتند. وقتی از امام دربارۀ خواندن نماز پشت سر واقفی مذهبان سوال شد، آن حضرت در جواب، شیعیان خود را از این کار نهی کردند.
زیدیه: دشمنی زیدیه با امامیه و طعن آنها بر امامان علیهم السلام سبب موضعگیری تند ائمه در برابر آنها شد؛ چنانکه در روایتی از امام جواد علیه السلام واقفیه و زیدیه مصداق آیۀ: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خَاشِعَهٌ عَامِلَهٌ نَاصِبَهٌ؛ خوانده شده و در ردیف ناصبیها قرار گرفتند.
غلات: غلات نیز به سبب آن که در بدنام کردن شیعه سهم بسزایی داشتند، مورد تنفر امامان بودند. خطر اینها برای شیعیان بسیار جدی بود؛ زیرا آنها به نام امامان علیهم السلام روایاتی را جعل کرده و بدین وسیله شیعیان را که پیرو ائمه علیهم السلام بودند به انحراف میکشاندند. امام جواد علیه السلام دربارۀ ابوالخطاب که از سران غلات بود، فرمودند: لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و کسانی که دربارۀ لعن بر او توقف کرده و یا تردید کنند. آنگاه امام به ابوالغمر، جعفر بن واقد و هاشم بن ابیهاشم اشاره کرد و پس از تذکر دربارۀ بهرهگیری آنها از ائمه علیهم السلام به منظور بهرهکشی از مردم، آنان را در ردیف ابو الخطاب دانستند؛ حتی در روایتی به اسحاق انباری فرمودند: دو تن از غلات به نامهای ابوالمهری و ابن ابی الزرقاء- که خود را سخنگویان امامان علیهم السلام قلمداد میکردند- به هر طریقی هست باید کشته شوند. اسحاق درصدد اجرای دستور امام بود، ولی آن دو از دستور امام مطلع شده و خود را از دید اسحاق مخفی کردند. دلیل این تصمیم امام، نقش بسیار حساس آنان در منحرف ساختن شیعیان ذکر شده است
استاد دکتر «رسول جعفریان» در کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)» مینویسد:«آگاهیهای تاریخی درباره زندگی امام جواد(ع) چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی، همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم(ع) میشد، تقیه و شیوههای پنهانی مبارزه که برای حفظ امام(ع) و شیعیان از فشار حاکمیت بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است.»(حیات فکری و …؛ ص476)
با این حال، این محدودیت مانع از نفوذ معنوی حضرت جوادالائمه(ع) در جهان اسلام نشدهاست. شاهد ما بر این مدعا، ذکر مناقب و اشاراتی به جایگاه والای آن امام همام، در آثار علمای مشهور اهلسنت است. به نظر میرسد، محدودیتهایی که خلفای بنیعباس برای امام(ع) و یارانشان به وجود آوردهبودند، بر اظهار محبت مسلمانان نسبت به اهلبیت(ع)، تأثیری نداشت. به همین دلیل، عموم مسلمانان، صرف نظر از مذهبی که پیرو آن بودند، امامان شیعه(ع) را دوست میداشتند. بازتاب این محبت وافر در آثار علمای اهلسنت، خواندنی است.
/6262
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰